سهراب گفتی:" زيرباران بايد رفت... چشمها را بايد شست... جور ديگر بايد ديد "
چشمها راشستم باز همان را ديدم
جز دو رنگی و دروغ
جز غم و غصه و تلخی هيچ به چشمم نرسيد.
پس چه شد آن همه توصيف قشنگت سهراب.
دوره ی تلخ فريب
دوره ی رنگ سياهی ايست سهراب.
دوره ی اين همه نامردی هاست.
تو اگرميدانستی! دل آسمان هم از دست بشر می گريد؟
باز سر می دادی زير باران بايد رفت؟
برچسب:
نویسنده: علي اكبرپور